شرایط اقتصادی و بورس ایران مانند ونزوئلا میشود؟
شرایط اقتصادی این روزها بسیار پیچیده و مبهم است. بالا رفتن قیمت طلا و ارز، فشار مضاعف تحریمها، گران شدن قیمت خانه و در پی آن اجارهبها، کمبود شدید بودجه دولت و... همه اینها مفسران اقتصادی را دچار سردرگمی کرده است. اینکه آیا ایران به سرنوشت ونزوئلا دچار خواهد شد و اقتصاد ایران تا چه زمانی در برابر فروپاشی مقاومت خواهد کرد. ارزش پول ملی ایران روزبهروز کمتر میشود و نوسانات اقتصادی شدیدتر از هرروز پایههای اقتصادی را به لرزه درآورده است.
جذب نقدینگی به بورس و تامین کسری بودجه دولت
به گزارش پایگاه خبری ملک هفت؛ کاهش ارزش پول ملی به علت کاهش تولید رخ میدهد و با پاره شدن افسار اقتصاد کنترل آن بهمرور از دست دولت خارجشده است.
در واقع در سالهای 96 و 97 این اتفاقات بر اقتصاد ایران گذشته است و نتیجه آن بهوضوح در سال 99 دیده میشود. افزایش روزافزون قیمت ارز، سقوط آزاد ارزش پول ملی، گران شدن مسکن و اجارهبها همه از نتایج برنامه های اقتصادی دولت در کشور است.
برخی از مفسران معتقدند در این میان بورس یکی از راههای نجات کشور و خروج از این بنبست و بحران است.
جذب نقدینگیها بهسوی بازار بورس باعث میشود که ارزش پول ملی تا حدی حفظ شود و مانع از افزایش میزان پول پایه در بازار شود.
به زبان ساده با تأمین کسری بودجه دولت از طریق واگذاری اموال و سهام خود در سازمانها و شرکتهای بزرگ نیاز دولت به چاپ اسکناس بیشتر کمتر شده و درنتیجه ارزش پول ملی کمتر از این نخواهد شد.
مفسران همچنین اخذ مالیات و عرضه اوراق رهنی را از دیگر راهحلهای موقت برای برونرفت از این شرایط میدانند.
بیشتر بخوانید
قیمت ها ونوسانات لحظه ای بازار های سرمایه گذاری
فروش سهام عدالت در بانک مسکن
حرکت نقدینگی به سمت تولید یا بورس؟
در این میان برخی از مفسران که از حیطه اقتصاد دور بوده و درواقع سیاستمداران کهنهکار هستند معتقدند جذب سرمایهها به سمت تولید میتواند راهحل برای برونرفت از این بحرانها باشد. آنها معتقدند بسیاری از مشکلات اقتصادی که این روزها دولت و مردم را دچار مشکل کرده است درنتیجه سیاستهای غلط دولت در مواجهه با مسائل ملی و بینالمللی بوده است.
جذب سرمایههای مردم بهسوی بازار بورس و چند برابر شدن سرمایهها و خروج این سرمایهها به سمت بازار ارز، طلا و مسکن باعث ایجاد این مشکلات اقتصادی شده است. درحالیکه بهتر بود این سرمایهها بهسوی تولید کشانده شود تا با توجه به شعار امسال که رونق و جهش تولید نامگذاری شده است، باعث رونق هر چه بیشتر تولید و جان دادن به چرخهای اقتصادی دولت شود.
این مفسران معتقدند سیاستهای دولتی الاکلنگی است و ثبات و برنامه مشخصی برای خارج شدن از این فشارهای اقتصادی ندارد. البته این سیاست مداران کهنهکار راه مقابله با فشارها و تحریمها را مشخص نکردهاند. تحریمهای ناعادلانه و یکطرفه که هر اقتصادی را از پا درخواهد آورد و با مشکل روبهرو خواهد کرد.
سیاست الاکلنگی دولت در اقتصاد
متوقف کردن بخشی از اقتصاد و بالا بردن بخشی دیگر همان سیاست الاکلنگی دولت است. زمانی با تکیه بر برجام و ورود سرمایههای خارجی تولید ملی را متوقف کردند و درواقع تولید داخلی را رها کردند، اما با شکست برجام تمام این سیاستها شکست خورد و راه بهجایی نبرد.
این منتقدان میگویند درواقع دولت تولید را متوقف کرده و با بالا بردن سود بانکی نقدینگی را بهسوی بانکها روانه کرده است. این مسئله باعث انباشته شدن پول مردم و روانه شدن آن بهسوی بازار سوداگرانه ارز، طلا و مسکن شده است. البته نقش تحریمها در کاهش تولیدات داخلی در این نظرات کاملاً نادیده گرفته میشود.
درواقع با توجه متوازن به بازارها و رونق تولید میتوان کشور را به تعادل رساند و توجه یکطرفه به یک بازار و رها کردن بازارها و جنبههای دیگر، اقتصاد کشور را دچار نوسانات شدیدی خواهد کرد.
مفسران سیاسی معتقدند در حال حاضر پدیده مالی شدن در کشور ما رخ داده است که برگرفته از سیاستهای کشورهای غربی در بحرانهای اقتصادی است؛ اما این سیاستها و رویکردها به چند دلیل در کشور ما جواب نمیدهد. یکی به خاطر نئوکلاسیک بودن این رویهها و دیگری به علت غافل ماندن تمام جنبهها در این رویکرد و رها شدن تولیدات داخلی. به عقیده ایشان راهی که به بنبست میرود و در بحرانهای قبلی پاسخ نداده است، نباید دوباره تکرار شود.
بورس و سیاست قویتر از اقتصاد
البته آنچه در جامعه ما رایج است معمولاً در مواقع بحرانی این صدای سیاستمداران است که بلندتر از اقتصاددانان به گوش میرسد و قدرت سیاست بر علم اقتصاد چیره میشود.
هرچند که بازارهایی مانند بورس راه را برای سفتهبازان باز گذاشته است و افراد پولدار با رویکرد کوتاهمدت توانستهاند بر انباشته مالی خود بیافزایند، دست کارآفرینان از سرمایهها بازمانده است اما آنچه علم اقتصاد میگوید در شرایط فعلی چارهای جز رونق دادن به بورس و اوراق قرضه نداریم تا از سقوط هر چه بیشتر پول ملی جلوگیری کنیم.
سیاستمداران کهنهکار که از دور دستی بر آتش دارند با علم سیاست خود راه تحریمها را ببندند و تبیین راهکارهای اقتصادی را به اقتصاددانان بسپارند. بدیهی است شعارهایی همچون تشویق به سرمایهگذاری، رونق تولید ملی، حمایت از کارآفرینان و ... تنها در شرایط عادی و نرمال اقتصادی میسر است و نه در سراشیبی سقوط.